close
تبلیغات در اینترنت

تصویر ثابت

ابزار هدایت به بالای صفحه

==* با حضرت عزرائیل آشنا در آمدیم *==

آخرین ارسال های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
11 2396 reza
1 659 khanevadehh
3 1885 khanevadehh
1 1111 khanevadehh
0 416 hosna
0 406 hosna
0 359 hosna
0 327 hosna
0 337 yasamin
0 407 yasamin

==* با حضرت عزرائیل آشنا در آمدیم *==

دسته بندی: متفرقه, مذهبی,
312 بازدید

یک روز سید حسن حسینی از بچه‌های گردان رفته بود ته دره‌ای برای ما یخ بیاورد. موقع برگشتن، عراقی‌‌ها پیش پای او را با خمپاره هدف گرفتن، همه سراسیمه از سنگر آمدیم بیرون، خبری از سید نبود، بغض گلوی ما را گرفت بدون شک شهید شده بود. آماده می‌شدیم برویم پائین که حسن بلند شد و لباسهایش را تکاند، پرسیدیم: «حسن چه شد؟»
گفت: «با حضرت عزرائیل آشنا در آمدیم، پسرخاله زن عموی باجناق خواهرزاده نانوای محلمان بود. خیلی شرمنده شد، فکر نمی‌کرد من باشم والا امکان نداشت بگذارد بیایم. هرطور بود مرا نگه میداشت!»

دیدن این مطالب نیز به شما توصیه میشود

دیدگاه شما از مطلب بالا چیست؟

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

به نکات زیر توجه کنید

  • پسورد کلیه فایل ها عبارت "http://www.mohebin-dl.ir/" می باشد.
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.